بر آستان بهارانم - تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 18:52
من آن درخت زمستانی ، بر آستان بهارانمکه جز به طعنه نمی خندد ، شکوفه بر تن عریانمز نوشخند سحرگاهان ، خبر چگونه توانم داشتمنی که در شب بی پایان ، گواه گریه ی بارانمشکوه سبز بهاران را ، برین کرانه نخواهم دیدکه رنگ زرد خزان دارد ، همیشه خاطر ویرانمچنان ز خشم خداوندی ، سرای کودکی ام لرزیدکه خاک خفته
هرگز به بندت باز نخواهم گشت - تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 18:52
تا دیروزگمانم بود جهانبسته توستو خورشیداز سمت تو طلوع می کندو ماهاز جانب تو نمایان می شودو شببا تو سحر می شودو روزاز چشمان تو سر می زندو امروزکافر شده اممرا بکش اگر دلت می خواهدنمیخواهم توبه کنمهرگز به بندت باز نخواهم گشتدستم را خواهم شکست و دیگر باز نخواهم آمدحنان حسنی مترجم : بی بی سمانه رضایی
عید گلت خجسته ، گل بی خزان من - تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 18:52
عید گلت خجسته ، گل بی خزان منیاس سپید وا شده دربازوان منباد بهاری کز سر زلف تو می وزد با گل نوشته نام تو را ، برخزان منناشکری است جزتو مهر تو از خداچیز دگر بخواهم اگر ، مهربان منبا شادی تو شادم و باغصه ات غمگینآری همه به جان تو بسته است جان منهنگامه می کند سخنم درحدیث عشقواکرده تا کلید تو ، قفل زبان
ای زن زیبا - تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 18:52
ای زن زیباتو نه شاعری نه نقاش من هم شاعرمهم نقاشاما که می داندچشم ها و دست های توهر شبمی سرایند و نقش می زنندترسم از این است روزیچشم ها و دست هایتاین راز رادر کوچه و شهر و دنیابرملا کنندکه این مرد نه شاعر است نه نقاششیرکو بیکسترجمه : کیان علیمحمدی
بهار من - تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 18:52
بهارحلول توستآن گاه که سرگردانی ام را به پایان می بریدر سپیده دم رمضان عشقبهارخنده ی توستآن گاه که دیوار دندانهایت فرو می ریزددرلحظه ی آوار عشقبهارشکستن کاسه ی چشمان توستآن گاه که اشک هایت طغیان می کنندبا زلزله ی پلک هایتبهاررویش توستآن گاه از سفر اعماق زمین باز می گردیبا تیک تاک حیاتی دیگرتوبا بهار...
اینجا چه میکنی ای زن ؟ - تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 18:52
اینجا چه میکنی ای زن ؟آن شاعر پرآوازه من نیستمتنها گوشه گیریی اندیشناکم ، شبیه اوستتنها اندوه ازلی امفریاد غم هایم را نمیشنوی ؟نزدم چه می جویی ؟آن شاعر من نیستمکس دیگری ستآهای توکه در چمدانت به دنبال شاعر ی می گردی که نابود شدهرگز مرا نخواهی یافتمن شبحی بیش نیستمکه با چشم دیده نخواهم شدمن واژه ای بی
ای بهار - تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 18:52
سنتورها ، عودها ، ویلن ها ، عودهادر دلشان ساز می زنندتا به محض رسیدنت خود به صدا درآیند  ای بهارسرمنشأ بی پایانت کجاستتا نوشان نوشان بیایمو در منزلت آرام گیرم پل هایت کجاستتا از تلاطم این برف بگذرم  جاده هابه نیت دیدنتراهی شهرها می شوندنمی یابندت ، دور می شوند  کندویت کجاستتا زنبورانم
عشق مبارک - تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 18:52
سال نو مبارکسال نو مبارکدوست دارم به همدیگر بگوییم عشق مبارککلمات چقدر تنگ می شوند وقتی که مثل دیگران می گوییم عشق مبارکنمی خواهم که عواطف و احساساتم بازگوی آرزوهای دیگران باشدعشق بسته بندی شده در پاکت های پستی را دوست ندارمتو را دوست دارم در آغاز سالهمچنان که تو را در پایان سالعشق بزرگتر از همه زما
نبودن تو نام دیگر دوزخ است - تاریخ: 1395/12/16 ساعت: 22:19
چند بهار زیبا در حسرت توغل و زنجیرها کهنه کردمکاش به موهایت گل های خون بزنمیکی این طرف ، یکی آن طرفکاش بتوانم نام تو را فریاد بزنمبه چاه های بی انتها ، به ستاره ی لغزانحتی به چوب کبریتیکه در دورترین موج اقیانوس افتاده استکاش به آن که گم کردهطلسم نخستین عشق ها را ، طلسم بوسه ها راو سهمی ندارد از غروب...
تجربه مطلقا به کار عاشق نمی آید - تاریخ: 1395/12/16 ساعت: 22:19
تجربه مطلقا به کار عاشق نمی آید کسی که تجربه دارد قبل ازهرچیز می داند که نباید عاشق بشودتجربه ، عشق را باطل می کند  بنابراین تجربه کل زندگی را باطل می کندعشق چیزی ست یگانه و یک باره  اما تجربه یعنی تکرار یعنی بیش از یک بار عاشق شدن شرط اولش ، بی تجربگی ستدانایی هم خودش ، ضد عشق استنادر ابراهیمی
صبح بخیر - تاریخ: 1395/12/16 ساعت: 22:19
صبح بخیر ای عشق گل چهره منصبح بخیر ای آنکه روشنی می بخشی به زمین با آفتابی تازهصبح بخیر ای تو که همواره در انتظار دیدار خورشیدی صبح بخیر صبح بخیر صبح بخیرناظم حکمت ترجمه : علیرضا شعبانی
دوراهی دل - تاریخ: 1395/12/16 ساعت: 22:19
نهایتاًدل به جایی می رسدکه دو راه بیشتر نداردیا باید خون شودیا سنگعباس صفاری
عشق ناشنواست - تاریخ: 1395/12/16 ساعت: 22:19
u200fعشق ناشنواستشما صرفا نمیتوانید بگویید که دوستش دارید باید عشقت را نشان دهی پائولو کوئلیو
چیزی بگو - تاریخ: 1395/12/16 ساعت: 22:19
چیزی بگو مثل بهارمثلا شکوفه کنو یا ببارمانند رحمتی بر درونمیا رنگین کمان باش وروحم را در آغوش بگیرچیزی بگوفراتر از حرف باشدجانم را لمس کندچیزی بگومثلا کنارت هستمتورگوت اویار ترجمه : مجتبی : نهانی
زخم هایی که بر قلب داریم - تاریخ: 1395/12/16 ساعت: 22:19
زخم هایی که بر قلب داریماگر چه جایشان هرگز خوب نخواهد شدولی به یادمان خواهد آوردکه ما همکسانی را دوست داشته ایمحقیقتِ تلخ آنجاستکه قلب همواره خواهد تپیدزخم بارها باز خواهد شدو دوست داشتنچون عفونتی خوش خیمتمام وجودمان را خواهد گرفتشاید برای همین است که آدم های زخم خوردههمیشه لبخندی ملایم و سردروی  لب...
پادشاهی از عشق - تاریخ: 1395/12/16 ساعت: 22:19
دیشب پادشاهی مهمانم بودتمام جهانم را پیشکش حضورش کردمسرزمین اندامم رامزارع گیسوانم رادریای چشمانم راهمه را به او تقدیم کردماو با لشکری از لبانش آمده بودومن خودم را تسلیم مهمانی کردمکه پادشاه بزرگی ازعشق بود سهام الشعشاع مترجم : بابک شاکر
فکر کن - تاریخ: 1395/12/16 ساعت: 22:19
فکر کنفراموشت کرده ام وَ این واژه ها فقطهذیان های شاعرانه ایستکه هر شب در حواس پرتی های عاشقانهبی اختیار از دهانِ قلمم بیرون می پردفکر کن زنده ام وَ این گَردِ مرگی که نِشَسته روی عقربه ها با یک بهارِ تقویمی ، تکانده می شودفکر کنچشمهایم  به هوای خاطره ها حساسندکه اینهمه گریه به راه انداخته اندنگرانِ ...
جدایی دیگر - تاریخ: 1395/12/16 ساعت: 22:19
من به یک جدایی دیگر هیچ احتیاجی نداشتمدوباره برای چه آمدی ؟قهرمان تازه اؤغلوترجمه : سیناعباسی هولاسو
سلام می کنم - تاریخ: 1395/12/4 ساعت: 4:03
به هرکه عشـــق به من می دهد سلامسلام می کنم به چراغبه «چرا» های کودکیبه چال های مهربان گونه ی توسلام می کنم به کوچه  به کلمه ، به چلچله های بی چهچه  به همین سر به هوایی ِسادهسلام می کنم به بی صبری ، به بغض ، به باران  به بیم باز نیامدن نگاه ِتوباورکن من به یک پاسخ کوتاهبه یک سلام سرسری راضی امیغما گ...
عشق ، انکار شدنی نیست - تاریخ: 1395/12/4 ساعت: 4:03
عشق ، انکار شدنی نیستعشق ، انکارشدنی نیست گرچه با پایان زندگی فرداهایی جریان دارند آنگاه که دیگرنمی توانم به انتظار تو بمانم و تو ناگهان تمام عیار فرا می رسی و سرک می کشی به همه ی جاهای تاریکآنجا که برشیشه ها بوران برف برخورد می کندآنجا که انتظاری یک ساله ، یک قرن می شودآنجا که من و دوستانم گرمایی ن...

برچسب‌های مرتبط

باید تو را زندگی کرد | بگو قلبت بجز من دل به کی بست | بگو قلبت بجز من دل به کی بستی | بگو قلبت بجز من دل به كي بست | تنهایی لیلا | تنهایی پر هیاهو | جز با صدای تو آروم نمیگیرم | من با صدای تو میخونم | حق با صدای توست | من بیقرار عشقم چشم انتظار عشقم