عشق در نگاه آخر
-
تاریخ: 1396/1/21 ساعت: 13:22
نه در نگاه اولبلکه عشق در آخرین نگاه استزمانی که می خواهد از تو جدا شودآن گونه که به تو می نگردبه همان اندازه دوستت داشته استناظم حکمتترجمه : سینا عباسی هولاسو
شعر عیدی
-
تاریخ: 1396/1/21 ساعت: 13:22
اِمسالجای عیدیشعری برای من بگو که گُل از گُلِ تمامِ لحظه هایم بشکفدمینا آقازاده
در تنهایی
-
تاریخ: 1396/1/21 ساعت: 13:22
درتنهاییبه همدیگرمی اندیشیمدرکنارهم نیزبه تنهایی ؟عبدالقادر سعیدترجمه : خالد بایزیدی
شبانه
-
تاریخ: 1396/1/21 ساعت: 13:22
شبانه شعری چگونه توان نوشتتا هم از قلبم سخن گوید هم از بازویم ؟شبانهشعری چنینچگونه توان نوشت ؟من آن خاکستر سردم که در منشعله ی همه عصیان هاست من آن دریای آرامم که در منفریاد همه توفان هاستمن آن سرداب تاریکم که در منآتش همه ایمان هاست احمد شاملو
صبوری کردم و بستم نظر از ماه سیمایی
-
تاریخ: 1396/1/21 ساعت: 13:22
صبوری کردم و بستم نظر از ماه سیماییکه دارد چون من بیتاب هر سو ناشکیباییبه حسرت زین گلستان با صد افغان رفتم و بردم<به دل داغ فراق لالهرویی سرو بالاییبه ناکامی دو روز دیگر از کوی تو خواهم شدبه چشم لطف بین سوی من امروزی و فرداییبه کام دل چو با اغیار می نوشی به یاد آورز ناکامی از خون جگر پیمانه پیما
رقابت همیشگی
-
تاریخ: 1396/1/21 ساعت: 13:22
رقابتی همیشگی استمیان من وآن شمع کوچک اتاق عشق u200fبازی u200fu200fمانامشب من زودتر تمام میu200f شومیا آن شمع ؟اورهان ولی
بیا به غار برگردیم
-
تاریخ: 1396/1/21 ساعت: 13:22
بیا به غار برگردیمبه بدویترین بوسههاکه بوی عقدنامه و مهریه نمیدادندتا عریانیزننده به حساب نیایدو زیباترین هدیهی جهانآتشی باشد که یک روز راصرف روشن کردنش کنم برای توبیا به غار برگردیمبه روزگاری کهمایکروویو و تلویزیون را نمیشناختو در آن رنگینکماناتفاقِ بزرگی بوددنداندردخدا را به یادِ ما میآورد
زن دیوانه ی عاشق
-
تاریخ: 1396/1/21 ساعت: 13:22
زنِ دیوانه ی عاشق نه دل به دریا می زندنه سر به کوه و بیابان می گذاردو نه راهِ صحرا را پیش می گیردزنِ دیوانه ی عاشقناگهاندست تو را در دستِ زندگی می گذاردو به غار تنهایی اش بر می گرددنسترن وثوقی
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
-
تاریخ: 1396/1/15 ساعت: 20:48
ساقیا آمدن عید مبارک بادت وان مواعید که کردی مرواد از یادتدر شگفتم که در این مدت ایام فراق برگرفتی ز حریفان دل و دل میدادتبرسان بندگی دختر رز گو به درآی &nb
عشق عشق میآفریند
-
تاریخ: 1396/1/15 ساعت: 20:48
عشق عشق میآفریند عشق زندگی میبخشد زندگی رنج به همراه دارد رنج دلشوره میآفریند دلشوره جرأت میبخشد جرأت اعتماد به همراه دارد اعتماد امید میآفریند امید زندگی میبخشد زندگی عشق میآفریند عشق عشق میآفریندمارگوت بیکلترجمه : احمد شاملو
یک موی ترا هزار دام است
-
تاریخ: 1396/1/15 ساعت: 20:48
یک موی ترا هزار دام استیک روی ترا هزار نام استزان سرو به بوستان بلند استکز قد تو قایم المقام استگر مه به تو ناتمام پیوسترخسار تو ، ماه من تمام استزلف سیهت فتاده در پایبهر دل خلق پای دام استدانا لب تو ، اگر ببوسدفتوی ندهد که می حرام استمی بگذارد دل از تو ، زیراکتو آبی و آن سفال خام استخسرو به تو هم ع...
گلهای شب بو
-
تاریخ: 1396/1/15 ساعت: 20:48
گلهای شب بوهرشب پنهانی به اتاق خوابت می آیندعطر تنت را می ربایندو پاورچین پاورچین به باغچه برمی گردندمبادا گلهای سخن چین رازشان را آشکار سازند عدنان الصائغ شاعر عراقیترجمه : زهرا ابومعاش
خیالی نیست
-
تاریخ: 1396/1/15 ساعت: 20:48
قمریهای بیخیال هم فهمیدهاند ، فروردین است اما آشیانهها را باد خواهد برد خیالی نیست بنفشههای کوهی هم فهمیده اند ، فروردین است اما آفتاب تنبل دامنه را باد خواهد برد خیالی نیست سنگریزههای کنارهی رود هم فهمیده اند ، فروردین است اما سایه روشنان سحری را باد خواهد برد خیالی نیست همهی اینها درست اما بهار سف...
گواهی می دهم
-
تاریخ: 1396/1/15 ساعت: 20:48
گواهی میدهم به گنجشکهایی که از چشمهای توتا قلب من پرواز میکنندگواهی میدهم که منیکبار عاشقت شدمو هنوز همغادة السمان ترجمه : اسماء خواجه زاده
عادت داشتم که ببوسم اش
-
تاریخ: 1396/1/15 ساعت: 20:48
عادت داشتم که ببوسم اش حرف زدن که خیلی بلد نبودم این بود که حرف هام را مهربانی هام را دوست داشتنم را و حتی ترس ها و دلخوری هام را هم با بوسیدن نشان می دادم او هم راضی بود از من و بوسیدن هایی که آرامش می کرد فردین نظری
محتاج به تو
-
تاریخ: 1396/1/15 ساعت: 20:48
تو را چه کسی اسرافت می کند در حالی که من به ذره ذره از تومحتاجمجان یوجلترجمه : سیناعباسی هولاسو
خوشبختی من
-
تاریخ: 1396/1/15 ساعت: 20:48
این آینه را هر چه بیشتر پاک می کنم چشمهایم غمگین تر می شود نارنجی ، خوشبختی من همین آینه بود که تو در آن لبهایت را سرخ می کردی مژه هایت را تاب می دادی و از گوشه ی چشم لبخند می زدی خوشبختی من چیزهای کوچکی بود که همه را در دست های تو جا گذاشتم خنده هایم و همه ی موهای سیاهم حالا این آینه فقط بی تابی ام...
تو زنده ای
-
تاریخ: 1396/1/15 ساعت: 20:48
عزیزم تو از این جهان نرفته ای تو را کسی نکشت حتی اثری هم از تو نماند تو زنده ای و درون خانه چای می نوشی کودکانمان را نوازش می کنی و شعرهای من را می خوانی تو زنده ای آنان مرا کشتند مرا تکه تکه کردند مرا به گوری به نام جهان فرستادند و تو را عزادار کردند طاقت اشکهایت را ندارم بعد از من مراقب آسمانها ب...
به مناسبت روزمادر
-
تاریخ: 1395/12/30 ساعت: 20:23
نه کنجکاو دیدن بهشتمنه نگران جهنمچرا که منهم خنده های مادرم را دیده امو هم گریه هایش راازدمیر آصفترجمه : سیناعباسی هولاسو
دختر و بهار
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 18:52
دختر کنار پنجره تنها نشست و گفت ای دختر بهار حسد می برم به تو عطر و گل و ترانه و سر مستی ترا با هر چه طالبی بخدا می خرم ز تو بر شاخ نوجوان درختی شکوفه ای با ناز میگشود دو چشمان بسته را میشست کاکلی به لب آب تقره فام آن بالهای نازک زیبای خسته را خورشید خنده کرد و ز امواج خنده اش بر