
سهشنبه 25 دی 1397 ساعت 15:35 اگر متوجه مقصودم نمیشویبیا با هم سکوت کنیمبگذار رازِ منرازِ تو را لمس کندشاید سکوتتشبیه سکوتِ من باشدژول سوپرویل (0 لایک) ...
ادامه مطلب
سهشنبه 25 دی 1397 ساعت 15:40 یک روز بارانیاز پنجره ی اتاق مندر بارانیاد عطر موهای تو می افتمهنوز مثل روز اولسرخ می شوممن بزرگ نمی شوممن از این عشق پیر نمی شومباران می شومچیستا یثربی (1 لایک) ...
ادامه مطلب
شنبه 14 مهر 1397 ساعت 17:51 میان, من و چشمهایتآن هنگام کهچشمانام رادر چشمهایتغرق میسازمسپیدهی ژرف را میبینمو گذشتهی کهن راو آنچه را که نمیدانستممیبینمو احساس میکنمهستیمیان من و چشمهایتجر...
ادامه مطلب
شنبه 14 مهر 1397 ساعت 17:57 نگرانِ, من نباش,مشغولِ فراموش کردنت هستمدارم به دوست نداشتنت فکر می کنمبه اینکه چند روزی اگربا چشمهایم کاری نداشته باشیشاید بتوانم خودم راقطره قطره از تو خالی بکُنمدلواپس...
ادامه مطلب
سهشنبه 1 خرداد 1397 ساعت 11:09 دل آدمی به هنگام بهار زمستان را می خواهد و به وقت زمستان بهار را دلتنگ می شود برای هر آنچه که دور است...
ادامه مطلب
شنبه 22 اردیبهشت 1397 ساعت 06:45 از من نپرس چه خبر ؟جز تو چیزی مهم نیستچون تو شیرین ترین خبرم هستیو گنجینه های دنیا بعد از توذرات غبا...
ادامه مطلب
شنبه 1 اردیبهشت 1397 ساعت 08:25 چگونه می توان به تو رسید ؟اهل بهشتی ؟به سجده ی خدایان می نشینماهل دوزخی ؟زمین را می پوشانم از کفرچگون...
ادامه مطلب
چه کیفی می دهددوست داشتنِ تووقتی ندانی و دوستت بدارموقتی ندانی و تماشایت کنمچه کیفی می دهد دوست داشتنِ تووقتی هر روز تمام راه رابه شوق دیدن روی ماهت قدم بزنم چه کیفی می دهدوقتی یک روز بی هوا از راه برسیبه چشم های همیشه عاشقم خیره شوی بگویی گاهی نگاهبهتر از هزاران دوستت دارم این زمانه استگاهی چشم هاچیزهایی را به ما می فهمانندکه زبان از گفتنشان عاجز استگاهی دلت می خواهد بگوییاما شرم میکنی از گفتنش چه کیفی می دهد عاشقِ تو بودن وقتی اینگونهدوست داشتن را به من آموختیحاتمه ابراهیم زاده ...
ادامه مطلب
دوشنبه 16 بهمن 1396 ساعت 19:09 نه ساعتی به وقت زمستان برای احساساتم وجود داردو نه ساعتی به وقت تابستان برای شور وشوق منهمه ساعتهای دنیادر یک زمان به صدا درمی آیندوقتی که قرار من و تو از راه میرسدسعاد الصباح ...
ادامه مطلب
شنبه 23 دی 1396 ساعت 12:42 در خاطراتِ من و توجای سفرخالیستجای یک روزِ تمامکنار هم بودنخالیستجای یک دلِ سیرپرسه زدن در خیابان هاخالیستجای چند دقیقه گپ زدنبا خیالِ راحتخالیستجای بوسهخالیستو ماهنوزعاشقِ همیمهنوزخاطراتِ بی تصویرخاطراتِ بی صداشعر می شودنقش می شودسفرپرسهگپبوسهمی شودو همهخاطراتِ من و تو رابرای همتعریف می کنندافشین یداللهیکتاب روزشمار یک عشق (2 لایک) ...
ادامه مطلب
چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت 11:07 به بوسهای ز دهان تو آرزومندمفغان که با همه حسرت ، به هیچ خرسندمتو از قبیلهی خوبان سستپیمانیمن از جماعت عشّاق سختپیوندمبرید از همهجا دست روزگار، مرابدین گناه که در گردنت نیفکندمشرار شوق تو بر میجهد ز هر عضومنوای عشق تو سر میزند ز هر بندماگر تو داغ گذاری ، چگونه نپذیرم ؟وگر تو درد فرستی ، چگونه نپسندم ؟پدر علاقه به فرزند خویشتن داردمن از تعلّق روی تو خصم فرزندم!زمانه تا نکَند خیمهات ، نمیدانیکه من چگونه از آن کوی خیمه برکندمبه راه ...
ادامه مطلب
چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت 11:52 موهامان را بالای سر جمع کردندو ما را به عقد یکدیگر در آوردندما بیست و پانزده سال داشتیماز آن روز تا به امشبعشق ما را هیچ اندوهی نبودامشب آن لذت قدیم را در هم می یابیمگرچه شادمانی ما به زودی به پایان می آیدمن به راه طولانی ای می اندیشم که در پیش دارمبیرون می روم و به ستاره ها می نگرمتا شب را در جامه تازه اش ببینمقلب العقرب و ید الجوزاء هر دو غروب کرده انداکنون وقت آن است که خانه را ترک کنمبه مقصد جبهه های جنگ در دور دستنمی دانم آی...
ادامه مطلب
پنجشنبه 2 آذر 1396 ساعت 11:29 دلا مشتاق دیدارم غریب و عاشق و مستمکنون عزم لقا دارم من اینک رخت بربستمتویی قبله همه عالم ز قبله رو نگردانمبدین قبله نماز آرم به هر وادی که من هستممرا جانی در این قالب وانگه جز توم مذهبکه من از نیستی جانا به عشق تو برون جستماگر جز تو سری دارم سزاوار سر دارموگر جز دامنت گیرم بریده باد این دستمبه هر جا که روم بی تو یکی حرفیم بیمعنیچو هی دو چشم بگشادم چو شین در عشق بنشستمچو من هی ام چو من شینم چرا گم کردهام هش راکه هش ترکیب می خواه...
ادامه مطلب
پنجشنبه 2 آذر 1396 ساعت 12:32 خودم را به فروش گذاشته امچوب حراج زده ام به رویاهایمکسی بیاید مرا بخردبرنگرداندرودخانه ای درسرم دارمپرازقرل آلای دیوانهخوابهاییکه خواب شان را حتی کسی ندیدهدرخت انگوری درسینه دارممستسرازشانه هایم درآوردهدختران همسایه ازانگورهایش می چینندچندتاکلمه دارمکه بیشترشان دوستت دارم استچند شعرکه هنوزجایی نخوانده اموچتری که هیچ بارانی بغلش نکردهدرسرم رویاهای زیادی دارماتاقی کوچکویک تنهایی بزرگآنقدربزرگکه همه ی اینهارادرخودگم کرده استجلیل صفر ...
ادامه مطلب
پنجشنبه 2 آذر 1396 ساعت 12:39 این پاییزفقط من و تو را کم داشت زیر یک باران که من تو را نفس بکشم و تو مرا درجیب هایت پنهان کنى قبل از دیدار اتفاقى تو قبل از سلام بى قرار من تمام قرارها اتفاقى بود و حالا تک تک برگ هاى زرد پاییز را ورق مى زنند تا شاید آن لحظه هاى بى هوا دوباره به یادش بیاورد که چقدر من و تو را کم داشتنیلوفر لارى پور برچ...
ادامه مطلب
یکشنبه 23 مهر 1396 ساعت 12:33 ...
ادامه مطلب
یکشنبه 16 مهر 1396 ساعت 12:30 چشمانت از سرزمینی دلخواه باز آمده اندجایی که هرگز کسی در آن ندانست یک نگاه چیستو نه زیبایی چشم ها را شناختنه زیبایی سنگ هاهمچنان که زیبایی قطره...
ادامه مطلب
یکشنبه 16 مهر 1396 ساعت 18:38 قلب تو کبوتر استبال هایت از نسیمقلب من سیاه و سختقلب من شبیه بگذریم دور قلب من کشیده اندیک ردیف سیم خاردارپس تو احتیاط کنجلو نیا ، برو کنارتوی ...
ادامه مطلب
یکشنبه 16 مهر 1396 ساعت 18:58 برای تو اشک نریختم حتی آه هم نکشیدم من عاشق تو هستم وهیچ پدیده ای نمی تواند تو را از من رها کندزندگی مرگ زندان و تمام جهان هم که بگویند تو نیست...
ادامه مطلب
شنبه 1 مهر 1396 ساعت 11:13 دود از دلم برآمد ، دادی بده دلم رادر بر رخم چه بندی ؟ بگشای مشکلم راپایم به گل فروشد ، تا چند سر کشیدن ؟دستی بزن برآور این پای در گلم رادستم چو شد...
ادامه مطلب