به سینه می زندم سر ، دلی که کرده هوایت

خرید بک لینک

به سینه می زندم سر ، دلی که کرده هوایت
دلی که کرده هوای کرشمههای صدایت

نه یوسفم ، نه سیاوش ، به نفس کشتن و پرهیز
که آورد دلم ای دوست ، تاب وسوسههایت

ترا ز جرگهی انبوه خاطرات قدیمی
برون کشیدهام و دل نهادهام به صفایت

تو سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست
نمیکنم اگر ای دوست ، سهل و زود ، رهایت

گره به کار من افتاده است از غم غربت
کجاست چابکی دستهای عقدهگشایت ؟

به کبر شعر مَبینم که تکیه داده به افلاک
به خاکساری دل بین که سر نهاده به پایت

دلم گرفته برایت زبان سادهی عشق است
سلیس و ساده بگویم : دلم گرفته برایت

حسین منزوی

قلب من چشم تو...

ما را در سایت قلب من چشم تو دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 113 تاريخ: چهارشنبه 23 فروردين 1396 ساعت: 6:34

صفحه بندی